قرارگاه فرهنگی سفیر کربلا

سبک زندگی

آسیب شناسی خانواده – قسمت یازدهم

اعتیادنتایج ازدواج های ناسالمانتخاب همسردر فضاي مجازي‏همسريابي و ازدواج های به شيوه مدرنروابط فرا زناشويي و عوامل آن‏

اعتیاد

گاهي علائم اعتياد بسيار پيش پا افتاده به نظر مي رسند.
معتادان آخرين كساني هستند كه از مشكل خود باخبر مي شوند و يا به آن اعتراف مي كنند. آنها اعتقاد دارند مي توانند هر زمان كه بخواهند اعتياد را ترك كنند ولي حقيقت اين است كه تا گردن در ورطه اين بلاي خانمانسوز فرو رفته اند.
اگر در مورد اعتياد يكي از نزديكان خود ترديد داريد با پاسخ دادن به چند سؤال مي توانيد تا حد زيادي از اين موضوع مطمئن شويد.
معتادان نسبت به اتفاقاتي كه در محيط پيرامون آنها مي افتد بي اعتنا هستند. آنها ممكن است از حساب بانكي خانواده پول برداشت كنند، شغل خود را از دست بدهند، دچار افت تحصيلي شوند، به رابطه خود با ديگران لطمه بزنند، سلامتي شان را به خطر بيندازند و يا با تخطي از قانون به دردسر بيفتند.
بيست سؤال اساسي


– آيا ظاهر فرد مورد نظر تغيير كرده و به اين مسئله توجه ندارد؟
– آيا تغذيه مناسبي دارد؟
– آيا وزن خود را از دست داده يا اضافه وزن پيدا كرده است؟
– آيا تاكنون ديده ايد از سرنگ استفاده كند؟
– آيا كسل شده است؟
۶- آيا بدنش مي لرزد؟
– آيا دست هاي او سرد است و عرق مي كند؟
– آيا نفس يا لباس هاي او بدبو شده است؟
– آيا چشم هاي او قرمز شده است؟
– آيا مردمك هاي او منبسط شده است؟
– آيا صورت پف كرده اي دارد؟
– آيا صورت او رنگ پريده يا قرمز شده است؟
– آيا نگاه بي روحي دارد؟
– آيا سرش گيج مي رود و تلوتلو مي خورد؟
– آيا از مدرسه يا محل كار، زياد غيبت مي كند؟
– عادات خوابش تغيير كرده و هميشه احساس خستگي مي كند؟
– آيا تنبل شده است؟
– بدون دليل هيجان زده مي شود؟
– آيا پرحرفي مي كند؟ آيا كلمات خود را جويده جويده بيان مي كند؟
– آيا ميان وسايل او مواد مخدر پيدا كرده ايد؟

 

نتایج ازدواج های ناسالم

در زندگي زناشويي برخي خانواده ها نا بساماني هايي وجود دارد كه به صورت همزمان بر روي تك تك اعضاي خانواده،از كوچكترين و بزرگترين آنها تاثيرگذار خواهد بود.همچنين نا بساماني هاي موجود در خانواده مولد نا بساماني هاي ديگر در اجتماع خواهد بود. در برخي موارد،زوجين علي رغم اينكه نمي توانند با يكديگر زندگي كرده و يكديگر را درك كنند ناچارند تحت تاثير عوامل متعدد به زندگي كنار يكديگر ادامه دهند ،در صورتي كه كوچكترين پيوندي ميان آنها وجود ندارد.طلاق عاطفي به نوعي از طلاق گفته مي شود كه زوجين با اينكه در يك مكان و فضا با هم زندگي مي كنند اما از لحاظ ارتباط عاطفي و درك متقابل محروم هستند.
واقعيت امر اين است که زوجين بايد قبل از ورود به زندگي مشترك بسياري از مهارتهاي زندگي را بياموزند اما اين مسئله بسيار مهم و حياتي تحت تاثير عواطف و احساسات زوجين قرار مي گيرد.بدون شك زوجهايي كه براي طلاق به دادگاه خانواده مراجعه مي كنند بايد خود به درس عبرتي براي ساير جواناني تبديل شوند كه مي خواهند زندگي مشترك خود را آغاز كنند.بدون شك زوجهايي كه طلاق را به عنوان آخرين تصميم خود برگزيده اند از ابتدا با حالت قهر و كينه وارد زندگي مشترك زناشويي نشده اند!
مهم ترين مسئله اي که مانع از بروز بحران در زندگي افراد مي شود،آموزش مهارتهاي زندگي و حرکت آگاهانه در زندگي فردي و اجتماعي است .مجموعه مهارت هاي زندگي نه تنها به توانمند ساختن افراد در زندگي حال نمي انديشد بلكه به توانمندي آنان جهت زندگي آينده نيز تاكيد مي ورزد. در ضمن متمركز بر شكوفايي توانايي هاي بالقوه افراد است. به طور كلي هدف از مجموعه مهارت هاي زندگي، كمك به فرد جهت حركت از توانايي ها و ضعف هاي مهارتي به سوي مهارت هاي توانمند و قوي و سازنده مي باشد. چنين مهارت هاي زندگي تصميمات متعهدانه فرد را در بر مي گيرد. مسئوليت پذيري يا تعهد فردي مفهوم مثبتي است كه طبق آن افراد نسبت به‌سلامتشان و اتخاذ تصميمشان در مسائل زندگي خويش متعهد هستند. در واقع هدف نهايي مهارت هاي زندگي اين است كه افراد مسئوليت برتري و شايستگي فردي خويش را بپذيرند. اين شايستگي فردي شامل احساس كفايت و شايستگي سطح بالا، سلامت رواني، خود شكوفايي و پذيرش مسئوليت فردي مي باشد. در نتيجه مي توان گفت مجموعه مهارت هاي زندگي هم اهداف پيشگيرانه دارد و هم كنترل و مديريت مشكلات و همانند سبك رويكرد آموزشي هم براي مداخلات گروهي و هم فردي مناسب است.
ازدواج مهم ترين تصميم در زندگي يك انسان محسوب مي شود.همان گونه كه ازدواج خوب و مناسب مي تواند در ايجاد تعادل روحي فرد و اجتماع موثر باشد،ازدواج بد نيز به همان ميزان در ايجاد كژرويهاي فردي و اجتماعي موثر خواهد بود.بسياري از جوانان هنگام ازدواج به مسئله مهارتهاي زندگي اهميتي نمي دهند و همين موضوع مي تواند بحرانهايي را پيش روي آنها قرار دهد.نخستين گام در اين خصوص آشنايي با مشكلات احتمالي پيش روي جوانان است.از آنجا كه بسياري از جوانان اين مشكلات را كه اكثرا حالتي طبيعي دارد پيش بيني نمي كنند،هنگام مواجهه با آن عملابه بن بست رسيده و نمي توانند بهترين تصميم ممكن را بگيرند.از اين رو مشكلات نه تنها حل نمي شوند،بلكه بزرگتر شده و بر حجم آنها افزوده مي شود.به وجود آمدن مشكلات بزرگ از دل مشكلات كوچك مسئله اي است كه بسياري از زوجهاي جوان با آن درگير هستند.متاسفانه در برخي موارد زوجين بدترين تصميم ممكن را گرفته و همان ابتداي زندگي ساز جدايي و عدم تفاهم را مي نوازند.ريشه بسياري از اين برخوردهاي نا بهنجار عدم آمادگي قبلي براي مواجهه با چنين معضلاتي است .
بدون شك زماني كه زوجين در كنار يكديگر قرار مي گيرند،بايد با روحيات يكديگر آشنا شده و نقاط منفي و مثبت يكديگر را به صورتي دقيق بشناسند و از اين شناخت در راستاي بهبود برخي نقايص و ادامه زندگي مطلوب استفاده كنند.اما زماني كه خشم زوجين جايگزين منطق آنها شود ديگر نمي توان از زندگي سالم سخني به ميان آوردو همين خشمها مي تواند مقدمات گرفتاريهاي بعدي را فراهم كند.مهارت هاي زندگي به ما روشهاي مواجهه با خشم و حالات ديگر را در زندگي زناشويي مي آموزد

انتخاب همسردر فضاي مجازي‏

خانواده در جامعه ايراني جايگاه اساسي دارد و براي تحکيم آن بايد تلاش کرد.يکي از موضوعاتي که کانون خانواده را پيش از تشکيل تهديد مي کند اشتباه در انتخاب همسر است که اين روز‌ها با وارد شدن مراکز اينترنتي همسر يابي اسباب ناامني در اين حوزه فراهم شده است.ازدواج هاي اينترنتي و همسريابي اينترنتي دو واژه اي است که در اين عرصه شکل گرفته و اين موضوع را به عاملي تهديد آميز و چالش برانگيز براي جامعه تبديل کرده که در صورت رشد و فراگير شدن آن تبعات زيادي براي خانواده ها در پي خواهد داشت.

همسر گزيني اينترنتي در جامعه ايران يک پديده نوظهور تلقي مي شود و اين پديده در جوامع غربي سابقه بيشتري دارد.

اينترنتي شدن روابط اجتماعي در جامعه امروز ايران به طرز ناباورانه اي بيان کننده اين واقعيت است که گپ و گفت ها و مراودات دوستانه در دنياي مجازي در حال تبديل شدن به فرهنگي پذيرفته شده است.اينترنت و سايت هاي اينترنتي، مرزها و تعاملات گذشته را شكسته و اين امکان را به كاربران داده است تا با ورود به دنياي مجازي، بدون هيچ محدوديتي به ايجاد ارتباط با يكديگر و تبادل اطلاعات بپردازند.

دسترسي آسان و بدون دردسر، سهولت ارتباط، جستجوي پنهان، ارتباط با افراد مختلف و هويت پنهان، همه ويژگي‌هاي منحصر‎به‎فردي است كه افراد گوناگون را به استفاده هر چه بيشتر از اين رسانه سوق مي‌دهد و امكان عبور از مرزهاي اخلاقي را بيشتر مي‌كند.

همسريابي و ازدواج های به شيوه مدرن

يکي از نو ظهورترين انواع ازدواج، ازدواج اينترنتي است. اين نوع ازدواج در چند سال اخير رشد مضاعفي داشته است. بايد بين دو مقوله در اين نوع ازدواج تفاوت قائل شد؛ ازدواج اينترنتي و ارتباط اينترنتي. در ازدواج اينترنتي آشنايي اوليه از طريق فضاي مجازي و اينترنت است؛ يعني پسر و دختر بدون آنکه يکديگر را در دنياي واقعي ديده باشند، به منظور ازدواج، ارتباط برقرار مي‌کنند.

جوان بودن سن جامعه ما و اينکه بيش از ۶۰ درصد جمعيت کل کشور را جوانان تشکيل مي دهند در گرايش به سمت سايت هاي همسر يابي موثر است. اين جوانان نيازمند برطرف شدن اين خواست و حق طبيعي خود هستند و از سويي ديگر وجود محدوديتهايي که تا کنون بر روابط جوانان اعمال شده است آنها را به يافتن راههاي ارتباطي جديد و بي دردسر ترغيب کرده است که اينترنت و فضاي آن به همين دليل مورد استقبال واقع شده است.

البته فعاليت بدون مجوز سايت‌هاي همسريابي، خطر آفرين خواهد بود. ممكن است بازي‌هاي كثيفي در اين سايت‌ها اتفاق بيفتد به طوري‌كه افراد سودجو هنگامي كه فعاليت غيرقانوني خود را در اين سايت‌ها بدون مجازات و پيگيري مسئولان و نهادهاي مربوطه مي‌بينند به راحتي به اين عرصه وارد مي‌شوند و جوانان را مورد سوء استفاده‌هاي احساسي، عاطفي و مالي قرار مي دهند.

تحت تأثير اينترنت و شبکه‌هاي اجتماعي ارتباط چهره به چهره افراد تبديل به ارتباطات غيرحضوري و مجازي شده است و اينجاست که ازدواج از طريق اينترنت يا مؤسسات همسريابي شکل مي‌گيرد.

روابط فرا زناشويي و عوامل آن‏

مسئله روابط فرازناشويي طي چند سال اخير به يکي از معضلات اجتماعي تبديل شده است. معضلي که در اغلب موارد مخفي مانده و گاهي افشاي آن باعث ارتکاب يک جنايت مي‌شود. اين روابط به دو صورت عاطفي و جنسي برقرار مي‌شود که در ميان زنان و مردان داراي تفاوتهايي است.عوامل متعدد فردي- شخصيتي، اجتماعي- ارتباطي و خانوادگي در بروز روابط فرا زناشويي سهم دارد. عواملي چون نارضايتي از رابطه فعلي، تمايل و اشتياق براي تنوع يا هيجان، انتقام يا خشم، احساس عدم امنيت، بلوغ نايافتگي، دلبستگي و سبک‌هاي دلبستگي زوجين، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو و الکل و ويژگي‌هاي شخصيتي و خلقي از جمله ديگر عوامل موثر در شکل گيري روابط فرا زناشويي است. عده اي با وجود زندگي مشترک بنابر دلايل گوناگون، همانند نارضايتي از ازدواج خود، که البته علل مختلفي دارد، دچار اين معضل مي‌شوند.به اين ترتيب، ارضاي نيازهاي رواني، عدم تفاهم، نبود احساس امنيت در خانواده، عدم پاسخگويي طرف مقابل به نيازهاي عاطفي يا اقتصادي، فرد را به اين مشکل سوق
مي‌دهد.دکتر ناهيد هنرمند،کارشناس مسئول معاونت پيشگيري بهزيستي کشور در پاسخ مي گويد:”اين مقوله پديده اي چند عاملي است. بنابراين بايد در قالب يک مجموعه به آن نگاه کنيم؛ زيرا با اختلال در رابطه خطي ميان همسران و تبديل آن به شکل مثلث که البته در رأس آن مي تواند فرد ديگري قرار گيرد عوامل متعددي وجود دارد. براي نمونه گاهي فرد، براي جبران امنيت رواني و دلبستگي هايي که در کودکي از آن محروم بوده؛ با وجود زندگي مشترک، آن را در کنار فردي ديگر، جستجو مي کند. گاه فرد دچار اختلال در شخصيت است، براي مثال افرادي که داراي شخصيت مرضي بوده و قادر به کنترل هيجانهاي خود نيستند؛ مبتلا به زياده خواهي مي‌‌باشند بنابراين نمي توان از آنان توقع زندگي پايدار داشت”.اين‌گونه روابط و افشاي آن بعضا به خونريزي و قتل هم منجر مي شود که خود يک سلسله معضلات ديگر را به‌دنبال دارد.دکتر ليلا بهنام – روانشناس باليني- در اين باره مي گويد:
“‌نتايج تحقيقي که در ۱۵ استان کشور انجام شده نشان مي‌دهد خيانت علت ۶۷ درصد قتل مردان از سوي همسرانشان بوده است. ۳۳ درصد مردان هم با واکنش در برابر خشونت، حمله ناگهاني و تهديد از سوي همسر خود مواجه بوده‌اند. تاثيري که به وسيله خيانت به وجود مي‌آيد به طور چشمگيري روابط را ويران مي‌سازد.

تاثير خيانت بر هر دو زوج احساس گناه، بي‌وفايي، از بين رفتن اعتماد، از دست دادن هويت، خشم، استرس و بي‌قراري است”.به نظر مي رسد در اين زمينه بايد با شکست برخي تابوها به ريشه يابي و چاره انديشي در مورد اين معضل اجتماعي پرداخت و افراد مرتکب را از نظر روانشناختي مورد بررسي قرار داد. و بالاخره اينکه اغلب اين روابط با گذشته فرد مرتبط بوده و زوجين بايد ياد بگيرند پس از ازدواج با تمايلات و خواسته هاي دوران قبل از ازدواج خداحافظي کرده و واقع بينانه به زندگي مشترک و مشکلات آن نگاه کنند. به طور کلي آسيبهاي مرتبط با اين مسئله دو بعد دارد از يک سو، در جامعه ما به دليل آنکه به صورت تابوست حتي در مراجعه به مشاوران نيز مطرح نمي شود. حتي اگر کارشناسان و مشاوران نيز به پيامدهاي آن آگاه باشند، اما در
برنامه‌ريزيهاي جامعه، مسئولان چندان دقتي به پيامدهاي آن ندارند. از سوي ديگر، در بسياري از موارد خود عامل ثانوي هستند که از عوامل ديگر همانند ارتباطات عاطفي، ميزان تفاهم و… حاصل مي شوند.

تنها علت همزيستي احتمالي هم نياز مالي به هم و نداشتن سرپناه مستقل يا بي‌سرپرست شدن فرزندان و فرار از حرف مردم بوده است. زندگي با اين شكل، انسان را در يك سه راهي قرار مي‌دهد كه يا بايد بسوزد و بسازد يا طلاق و رهايي را با تمام هزينه‌هايش برگزيند يا خداي ناكرده در ظاهر نمايش ساختن بدهد و در باطن خيانت پيشه كند. بحث امروز ما آسيب‌شناسي طلاق يا سوختن و ساختن نيست، بلكه مي‌خواهيم به‌صورت گذرا به مقوله خيانت از باب خاستگاه آن بپردازيم. براي اين منظور بايد ازدواج سالم را به دو برهه زماني تقسيم كرد. 
مرحله اول در انتخاب همسر است كه بسيار گفته شده و شنيده‌ايم و احاديث و روايات، زنان جلوه‌گر آلوده را به گلي در ميان گنداب تشبيه كرده‌اند كه طالب چيدن آن در پليدي‌ها غرق خواهد شد. قرآن كريم نيز به صراحت مؤمنان را از ازدواج با زنان مشرك زناكار بعد از فتح مكه منع كرد (مگر آنكه توبه واقعي آنان پذيرفته شود) البته انتخاب همسر مناسب، خود يك باب مفصل است كه مورد نظر اين يادداشت نيست. اما سؤال اصلي اين است كه روابط زناشويي بعد از تشكيل خانواده، چرا به سمت فساد سوق پيدا مي‌كند؟ 
اين سؤال را بايد از دو منظر متفاوت پاسخ داد. جمع‌بندي پاسخ اين سؤال‌ها از يك خانم، برابر سوابق و تجربيات به احتمال قوي اين‌گونه خواهد بود كه: همسرم به احساسات من توجه نداشت. او به بهانه مشكلات اقتصادي همواره سه كلمه را تكرار مي‌كرد خسته‌ام، حوصله ندارم و اعصابم خرد است و من مجبور شدم به منظور خروج از تنهايي، به دوستاني كه شرايط بدتري از من را تجربه كرده بودند پناه ببرم. 
اين زن ادامه خواهد داد: بي‌تفاوتي شوهر و اتلاف وقت من در خانه دوستان، آرايشگاه‌ها و پاي برنامه‌هاي ماهواره‌اي به تدريج قبح بسياري از مسائل را برايم ريخت تا بالاخره جواني كه به‌واسطه يكي از دوستانم با من آشنا شده بود و خود را برخلاف شوهرم ستايشگر و فدايي من نشان مي‌داد، در شرايط غيرعادي مرا تسليم اميال خود كرد و بعد هم زير تمام قول‌هايش زد. ابتدا افسرده شده بودم،

اين زن ادامه خواهد داد: بي‌تفاوتي شوهر و اتلاف وقت من در خانه دوستان، آرايشگاه‌ها و پاي برنامه‌هاي ماهواره‌اي به تدريج قبح بسياري از مسائل را برايم ريخت تا بالاخره جواني كه به‌واسطه يكي از دوستانم با من آشنا شده بود و خود را برخلاف شوهرم ستايشگر و فدايي من نشان مي‌داد، در شرايط غيرعادي مرا تسليم اميال خود كرد و بعد هم زير تمام قول‌هايش زد. ابتدا افسرده شده بودم، ولي حالا قرباني ديروز، خود تبديل به شكارچي ديگران شده است. البته مي‌توان اين داستان را بسته به موقعيت‌هاي مختلف مقداري هم تغيير داد. 
حال اگر اين سؤال را از يك مرد متأهل كه مرتكب خيانت به همسرش مي‌شود بپرسيد، احتمالاً چنين پاسخي را خواهيد شنيد: همسرم به هيچ عنوان شرايط مرا درك نمي‌كرد. هرگاه بر اساس نيازهايم سعي مي‌كردم به او نزديك شوم، تازه عقده‌هاي او فوران مي‌كرد و غر زدن و تحقير و لجاجت‌ها شروع مي‌شد و من كه به اندازه كافي مشكلات بيرون را تحمل كرده بودم، براي فرار از اين‌ همه فشار روحي، ابتدا به انزوا و قهر كردن روي مي‌آوردم تا اينكه يك روز يكي از دوستانم كه در ظاهر روابط خوبي با همسرش داشت و با زنان ديگر هم سر و سري داشت، به من گفت كه اينقدر حرص و جوش نخور، اگر نمي‌خواهي زندگي‌ات از هم بپاشد او را تحمل كن و هرچه مي‌گويد بگو چشم يا بر‌عكس بايكوتش كن و چيزي كه زياده زن! فقط بايد حواست جمع باشد!البته اين داستان را هم مي‌توانيد بر اساس مشاهدات خود مقداري تغيير دهيد. اما به راستي براي حل اين مسئله چه بايد كرد؟ 
روانشناسان معتقدند كه خيانت از چهار مرحله عبور مي‌كند؛ ذهني، قلبي، كلامي و عملي و ما بايد ببينيم خيانت طرف يا طرفين در كدام مرحله است تا از پيشرفت آن جلوگيري و نسبت به درمان آن كه توبه و استعانت از عقل و توكل به خداست اقدام كنيم. قرآن كريم مردان را تكيه‌گاه زنان ناميده است و زنان را به مثابه لباس مردان دانسته است. در آيه پنج سوره مؤمنون مي‌فرمايد« مؤمنان موحد آناني‌اند كه دامان خويش را از بي‌عفتي و اعمال حرام پاكيزه نگه مي‌دارند. » به اين كليد واژه‌ها توجه كنيد كدام را عمل مي‌كنيد؟ 
آيا زناني كه مرتكب خيانت شده‌اند، واقعاً شوهرانشان «قوامون علي النساء» بوده‌اند و وظيفه استواري و تكيه‌گاهي را در خانواده خود ايفا كرده‌اند؟ 
امروز متأسفانه با طرح مباحث به اصطلاح مدرن، غيرت سنتي در بخشي از طبقات اجتماعي به مدد سريال‌هاي چندش‌آور ماهواره‌اي در حال رخت بربستن است و به بهانه حريم شخصي تعدادي جرأت كوچك‌ترين سؤال از اهل و عيال و اظهار نظر را از دست داده‌اند و نقش همسري و پدري به انجام امور رفاهي خانواده محدود شده است. 

آيا مرداني كه دچار خيانت شده‌اند، همسرانشان نقش لباس آنها مثلاً براي پوشش نيازهاي شرعي‌شان را به نحو شايسته انجام داده‌اند يا همسر گرسنه خود را در ميان فست فود‌هاي! اجتماع رها كرده‌اند. آيه‌اي كه به آن اشاره شد مؤمنان را افرادي دانسته كه خود را از گناه باز مي‌دارند و اين يعني اينكه لازمه خيانت ابتدا كم رنگ شدن ايمان به آخرت و نظارت الهي است، هرچند براي مدتي باشد! و بايد به خاطر سپرد كه راه بازگشت از هر خطايي از در توبه بي‌بازگشت مي‌گذرد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن